ارزش تو در تفاوت توست
ارزش تو در تفاوت توست
این جمله برای شما مادرگرامی چه معنایی دارد؟ چقدر کودک خود را می شناسید و به چه میزان باور دارید که او می تواند موجودی متفاوت نسبت به سایر کودکان و حتی خواهر و برادرش باشد. زیبایی خلقت در همین تفاوت هاست. مادری از من می پرسید که:
من برای بچه اول هیچ تجربه ای نداشتم و او بسیار خوب بار آمده است، اما امان از دست دومی که دمار از روزگار من در آورده است. چکار می توانم بکنم که او شبیه برادرش شود.
من:در پاسخ به ایشان گفتم اصولاٌ دو جنس نمی توانند شبیه به هم باشند، فرزند دوم شما دخترکی است که بیش از چهار بهار از عمرش نمی گذرد،چهار بهاری که دوتایش را کرونا نابود کرده است. او کسی به جز چند نفر تکراری را ندیده است، از وقتی چشم باز کرده ماسک روی صورت آدم ها بوده است، او نتوانسته با دیگران براحتی وارد ارتباط شود و الان تا کودکی را می بیند می خواهد به سمتش حمله کند. البته ممکن است تنها بخواهد او را در آغوش خود جای دهد و شما ترس از این دارید که به او آسیب بزند.
مادر: بیشتر از آن به این فکر می کنم که دیگران می گویند چه بچه وحشی و بی ادبی دارم.
من: پس بخشی از تفکر شما نسبت به کودک تان بدلیل ترس از قضاوت های دیگران است.
مادر: بله. گاهی فکر می کنم کاش می شد جایی زندگی کرد که هیچ آدمی در آن نباشد یک جایی مثل کره ماه!!! راستش را بخواهید همسرم هم دائم از رفتار من ایراد می گیرد و می گوید تو بلد نیستی بچه بزرگ کنی، اما اگر من بلد نبودم چرا پسرم مثل دسته گل است، تازه من آن موقع خودم سنی نداشتم؛ درست نمی گویم.
من: ممکن است حق با شما باشد. اما شما خودتان هم دارید همسرتان را قضاوت می کنید و می گویید که طرز فکرش غلط است. ما به عنوان انسان این فرایند تفکر را یاد گرفته ایم و باید مدت ها تمرین کنیم تا از میزان آن کاسته شود. شما خود را حق به جانب می دانید و همسرتان را گناهکار و او را مورد سرزنش قرار می دهید. اگر ستون های قبلی را خوانده باشید در این مورد صحبت کرده ایم. در حقیقت این یک تله تفکر است که همه در دام آن می افتیم. یعنی وقتی به بازی چه کسی مقصر است وارد می شویم و نتیجه می گیرم که ما بی گناه و حق به جانب هستیم و طرف مقابلمان گناهکار و آزار رسان.
مادر: خوب چطور می توانم این شیوه را کنار بگذارم، چون بچه ها دائماٌ از این شکایت دارند که ما مثل سگ و گربه داریم پاچه هم را می گیریم. این را پسرم بارها گفته است، تو را به خدا فکر نکنید که او بی ادب است، این جمله را از مکالمات ما یاد گرفته است.
من:البته بچه ها از رفتار ما بسیار بیشتر از گفتار و نصیحت ما چیز یاد می گیرند. من حس می کنم الان هم از قضاوت من در مورد خودتان می ترسید ولی خوب است به خاطر داشته باشیم که هیچ کدام از ما کامل نیستیم. پسر شما حتماٌ خوبی های زیادی دارد و در کنارش مشکلاتی هم دارد، اگر از روش تفکر سیاه و سفید خود را رها کنیم بهتر زندگی می کنیم؛ چون می پذیریم که همه افراد و موفعیت ها خاکستری هستند یعنی هم جوانب مثبت و هم جوانب منفی دارند.
مادر: بله در این مورد خیلی مطلب خوانده ام، اما به یادم نمی ماند.
من: امروزه عصر اطلاعات است و هر یک از ما به دانش زیادی دسترسی داریم ولی برای این که دانش به مهارت تبدیل شود باید تمرین کنیم. فکر می کنم یکی از تمرین های خوب فکر کردن در مورد خودمان است. منظورم این است که به خودمان نگاه کنیم و ببینیم در یک روز چه مثبت و منفی داشته ایم، معمولاٌ ما با خودمان روراست هستیم چون اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم و در خلوت خودمان به این بررسی بپردازیم باور می کنیم که نمی توان در همه چیز خوب بود و خوبی ها و بدی ها کاملاٌ نسبی هستند.
مادر: فکر می کنم با این کار پذیرش خودمان نسبت به خودمان هم بهتر می شود و کمتر خودمان را سرزنش می کینم.
من: دقیقاٌ همین طور است. وقتی فرزند ما می بیند که مادرش خودش را دوست دارد، او هم تمرین می کند که خودش را دوست داشته باشد و این اولین قدم برای ساختن اعتماد به نفس است.
مادر: اتفاقاٌ یکی از سوالات دیگری که به خاطر آن امروز آمده ام نگرانی من از داشتن اعتماد به نفس پایین پسرم است. عجیب است که او هر چه بیشتر تعریف می شنود انگار اعتماد به نفسش کمتر می شود ولی تا بخواهید دختر 4ساله ام؛ ما به او می گوییم “اعتماد به سقف”.
من: فکر می کنم برای این جلسه کافی است، لطفاٌ تا جلسه بعد تمرین کنیم که کمتر قضاوت کنیم و این را را با کمتر قضاوت کردن خودمان شروع کنیم به عبارتی دیگر با خودمان مهربان تر باشیم.
این گفتگو را با جملاتی زیبا از نادر ابراهیمی که خطاب به همسرش است به پایان می رسانم:
به راستی که چه درمانده اند آنها که چشم تنگشان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند…
و چقدر خوب است که ما (تو و من) هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکرده ایم.
دکتر میترا حکیم شوشتری
www.fazande-man.com
farzand_e_man@
د
دیدگاهتان را بنویسید