نیازهای احساسی در میانسالی در برابر بحران میانسالی
- ترجمه: هدا صادقیان حقیقی
بحران میانسالی وسط مثلث مسائل زیادی قرار دارد؛ رسیدن به جایگاه خاص شغلی، مناسبت های مهم و قابل توجه مانند سالگردها، تجربه از دست دادن اعضای خانواده یا دوستان، مشکلات جنسی و بارزترین مسئله؛ یعنی رسیدن به نیمه زندگی. معمولا در این میان ناگهان سن خود را به خاطر می آورید و درباره زمان باقی مانده عمرتان دلواپس می شوید. ممکن است رویارویی با این سوالات شما را دچار سردرگمی کند؛ آیا عمر و زندگی را که سپری کرده اید، به شیوه دلخواه زندگی شما بوده یا برای رسیدن به اهدافتان در زندگی تصمیمات درستی گرفته اید؟ این امکان وجود دارد تا از کارهایی که هنوز انجام نداده اید مطلع شده و نگران شوید که آیا برای انجام این کارها فرصت باقی مانده است؟
چگونه بحران میانسالی روابط شما را تحت تاثير قرار می دهد؟
چگونگی تاثیر میانسالی بر روابط شما می تواند گوناگون و متعدد باشد. شما ماهیت روابط خود را زیر سوال خواهید برد؛ این که روابط موجود باعث خوشحالی شما می شود؟ ممکن است متوجه این موضوع شوید که شریک زندگی شما در طول سال ها، الگوهای رفتاری خود را تغییر داده و درمی یابید که سایر مسائل هم نیاز به تغییر دارند. جای تعجب نیست که بسیاری از طلاق ها و دوری زن و شوهر از هم درست در زمان بحران میانسالی اتفاق می افتند. در صورت جدایی، تاثیر موج عواقب آن بین خانواده و دوستان غیرطبیعی نیست. در مورد دلیل این جدایی، در زندگی دیگران سوال پیش می آید و آنها در صورت یافتن تشابه زندگی شما با خودشان، ناخواسته تاثیرگذار می شوند و ممکن است تصمیم به جدایی بگیرند. توجه به حس فناپذیری در طول سال ها می تواند دلیل تغییرات فیزیکی در شما و همسرتان را توجیه کند. به عبارت دیگر، بحران میانسالی می تواند با درک این حس که پیر به نظر می رسید، همراه باشد. از این رو به دلیل میانسالی، برخی افراد دنبال همسری می گردند که با آنها اختلاف سنی زیادی داشته باشد و اغلب به دلیل یافتن راهی هستند تا خودشان نیز احساس جوانی کنند، در حالی که مسائل بسیاری این انتخاب ها را تحت تاثير قرار می دهند و این راه انتخاب درستی نیست.
زندگی با تولد فرزندان کامل می شود. برای بسیاری از والدین در میانسالی فرصتی برای مقایسه خود با روش زندگی فرزندان جوانشان پیش می آید. ممکن است شاهد تجربه های یکسانی بین خود و فرزندانتان باشید و به یاد بیاورید که شما هم روزی آنها را تجربه کرده اید و تعجب کنید که چقدر زندگی زود گذشت. بعضی والدین حتی به فرزندانشان حسادت می کنند. ثانیا، این بحران غالبا مقارن است با رفتن فرزندان به دنبال زندگی خود، آنها والدین خود را ترک می کنند و پدر و مادر دوباره مثل گذشته تنها زندگی خواهند کرد. برای خیلی ها این تغییر جدید و سر و سامان دادن به اوضاع سخت خواهد بود. ممکن است با این وضعیت که شما را به نقطه شروع زندگی به عنوانِ زن و شوهر برمی گرداند، ستیز کنید. شما مدت زیادی نقش پدر و مادر را ایفا می کردید و ممکن است احساس کنید از همسر بودن و شریک زندگی تان دور مانده اید.
با هم وقت بگذرانید
رسیدن به دوران میانسالی به معنای وقوع فاجعه در روابط شما نیست. گر چه بدون شک چالش های زیادی پیش رو خواهد بود، فرصتهای رشد و سازگاری هم به وجود می آید و به عنوانِ زن و شوهر قوی تر خواهید شد. مسئله مهم این که با ورود به دوران میانسالی ضرورت مراقبت از روابطتان، حیاتی ترین قسمت روابط شما، تماس با یکدیگر و در ارتباط بودن است بنابراین بسیاری از چالشهای ایجاد شده در این دوران به این دلیل است که شما یا شریک زندگی تان ترجیح می دهید کارهایی را که میل دارید، به صورت انفرادی انجام بدهید و شریک زندگی تان را در تصمیم گیری وارد نکنید؛ یعنی این مسائل فقط برای شما معنی دار است، نه مسائلی که در زندگی برای هر دو نفر به عنوان همسر قابل اهمیت باشد.
شما باید با همسرتان روراست باشید و هر آنچه که در نظرتان حتی سخت است یا باعث نگرانی می شود، با او در میان بگذارید. ممکن است در کوتاه مدت بتوانید چنین افکاری را در ذهنتان نگه دارید، شاید به دلیل احساس دلواپسی یا نگرانی از این که با بیان خواسته خود باعث ایجاد مشکل خواهید شد. ممکن است احساس کنید شریک زندگی تان مقابل گفته های شما عکس العمل بدی نشان بدهد، مخصوصا اگر گفته هایتان پیامدهایی در مورد رابطه شما نیز در بر داشته باشد اما بزرگ ترین آزمون در زمینه روابط بین همسران، غالبا صحبت کردن و گفت و گو است. گفت و گویی که برای شناخت بهتر از همدیگر است. تمام تلاشتان را به کار ببرید تا بتوانید به درستی صحبت های یکدیگر را درک کنید، حتی اگر گوش دادن یا شنیدن صحبت طرف مقابل برایتان دشوار یا خسته کننده باشد.
زمانی که مشکلی پیش می آید، در دسترس باشید. این بدان معنا نیست که فوری درصدد حل مشکل بربیایید اما تمام تلاش خود را به کار بگیرید تا با هم در فرایند تصمیم گیری سهیم باشید. همچنین شما به یکدیگر نشان خواهید داد رابطه تان در اولویت قرار دارد، حتی با وجود عواملی که در زندگی باعث گرفتاری می شوند. آمادگی برای تغییر و میل به سازگاری نیز بسیار مهم است. در حالی که رویارویی با این تغییرات می تواند سخت باشد، به معنی انجام نشدن و دست نیافتنی بودن نیست. شما و شریک زندگی تان در طول سال ها تبدیل به فردی متفاوت می شوید، مسائل مختلفی را تجربه می کنید و پشت سر می گذارید. شما پیر می شوید و مسن تر به نظر خواهید رسید ولی همچنان رابطه شما نیاز به ادامه دارد. با یکدیگر در تماس باشید، صحبت کنید، ارتباطتان را حفظ کنید و همسو( در یک گروه) باقی بمانید تا بتوانید پا به پای هم تغییر کنید و همراه هم با تجربیات و وقایع روبرو شوید و نکته آخر این که با هم تفریح و خوشگذرانی کنید. مهم ترین بخش چالش احساسی وابسته به سن، لذت بردن از زندگی کنونی مانند گذشته است اما به خاطر داشته باشید خوشگذرانی و تفریح دونفره به اندازه گفت و گو و درددل کردن بااهمیت است. با مسائل جدی در رابطه باید کنار آمد. هر زن و شوهر باید دست کم هر دو هفته یک بار زمانی را برای تفریح کنار هم اختصاص بدهند. شما متوجه خواهید شد این کار تغییر بزرگی در رابطه ایجاد می کند. مراحل عشق در طول زمان تغییر می کنند و این تغییرات در میانسالی آشکار می شوند. شکل ایده آل عشق در این سن شامل عناصر ۱- اشتیاق ۲- صمیمیت و تعهد است که «عشق تمام عیار » یا «عشق کامل» نامیده می شود. این نوع از عشق متواضعانه، مخلصانه (سرسپرده) و اغلب اوقات به روابط رمانتیک وابسته است. متاسفانه رسیدن به این مرحله بنا به گفته استرن بری مانند کم کردن وزن است. شروع آن راحت ولی ماندن در این فرایند دشوار است. بین بسیاری از همسران میانسال، اشتیاق با دخالت عواملی مانند کنار هم بودن و تعهد کمرنگ می شود. به عبارت دیگر، بسیاری از سالمندان، خودشان را وابسته به عشقی متعهد و صمیمی می دانند اما خبری از اشتیاق در آن نیست. تغییرات این چنینی مسبب پایان یک رابطه طولانی مدت خواهند شد. در مقایسه، تعداد زیادی از همسران میانسال برای بهبود توانایی خود در گفت وگو، افزایش احساس صمیمیت، شعله ور کردن آتش اشتیاق و پیشرفت و رشد کنار یکدیگر، راه های موثری را می یابند. درک این رشد میان دو نفر در طول زمان واقعا شگفتانگیز است. برای گروه دیگر اما نبودن نشانه های اشتیاق، پایان رابطه است. در واقع اشتیاق و میل باعث میشود افرادی گمان کنند به رابطه عاشقانه مورد نظرشان دست نیافته اند. این قضیه مخصوصا در مورد افرادی صدق می کند که رابطه خود را بر پایه شیفتگی یا فرضیه عشق راستین (عشق همه چیز است) به عنوان محافظی در برابر تمام مشکلات و تضادها، بنا کرده اند. زمانی که شعله های اشتیاق خاموش می شود یا مسیر حرکت ناهموار می شود، این افراد تصمیم می گیرند وارد رابطه جدید شوند. طلاق و رابطه نامشروع تنها پیامد این ناخشنودی از ازدواج نیستند. بنابراین گفت و گو در یک رابطه، صمیمیت را پایه ریزی می کند و پرورش می دهد و به همسران در برقراری رابطه بهتر و درک متقابل کمک می کند. صمیمیت به آنها احساس نزدیکی می دهد. آنها را به هم وصل می کند تا به یکدیگر عشق بورزند و جوی را به وجود می آورد تا در تصمیم گیری و حل مشکلات، زن و شوهر به مساعدت متقابل بپردازند. صحبت کردن در واقع، آنها را به سمت رضایتمندی و رابطه سالم، صرف نظر از پیشرفت سطح رابطه هدایت می کند.
میانسالی و مشکلات جنسی
میانسالی می تواند شروع روابط زناشویی عاطفی تری باشد. رسیدن به مرحله تکامل بلوغ به همسران اجازه می دهد روابط لذت بخش تری را تجربه کنند. بچهها هم بزرگ شده و دنبال زندگی خودشان رفته اند.
طبق گفته اریکسون، میانسالی فرایند تکاملی از بدو تولد و باروری و پویایی در مقابل ایستایی است. روابط بین گروه همکاران و خانواده شکل می گیرد. در سن جوانی، انرژی افراد صرف بقای نسل (بچه دار شدن)، کار کردن، خانواده و تفریح، خلاقیت و گسترش روابط اجتماعی میشود. رکود یا محصور شدن در زندگی هر روزه، دلیل تحول در این مرحله است.
افسردگی یکی از عوامل جدی در این سنین است. احتمال افزایش مشکلات در روان شناسی جنسی زمانی آغاز میشود که جنس مذکر توانایی های جنسی خود را زیر سوال می برد. زنان میانسال در این مرحله بیشتر به شناخت خود می پردازند، به خصوص که فرزندانشان را هم بزرگ کرده اند و فراغ خاطر دارند. در حالی که بعضی زنان دچار نشانگان لانه خالی می شوند (موقعیتی که فرزندان به دلایل مختلف مانند ازدواج خانه را ترک می کنند)، گروهی دیگر از این که برای خودشان وقت خواهند داشت، احساس رضایت می کنند. مردان نیز با نشانگان لانه خالی درگیر می شوند، مخصوصا افرادی که هیچ وقت رابطهای را تجربه نکرده اند. در این زمان، فروکش کردن میل جنسی به شکل خستگی، دلشوره و فعالیت جنسی از روی وظیفه نه میل، خود را آشکار می کند. فرسودگی جنسی می تواند خود را به شکل رنج، خستگی فیزیکی، تهی بودن از احساس، احساس بیهودگی و منفی گرایی در مسائل جنسی (عدم پذیرش رابطه جنسی یا عشق ورزی به همسر) نشان بدهد. چنین ناتوانی هایی در تحریک یا برانگیختگی، اشتیاق، عشق و لذت بردن، می تواند باعث ایجاد حس ضعف جنسی (ناتوانی) و ناامیدی در همسران میانسال شود. برای این مشکل راه حل های قابل قبول زیادی وجود دارد. این افراد می توانند رابطه زناشویی داشته باشند و از انتخابشان لذت ببرند. در صورت عدم رضایت و ناتوانی در حل این مشکل باید از مشاور کمک بگیرند. اغلب همسران، خیلی سریع روابط را ترمیم کرده و دوباره رابطه زناشویی را شروع می کنند. افرادی که مدت زیادی از ازدواجشان می گذرد نسبت به کسانی که به تازگی ازدواج کرده اند، به دلیل کاهش برانگیختگی ناشی از عدم احساس هیجان، کمتر احساس شادی می کنند. این امکان وجود دارد که رابطه زناشویی برای همسران قدیمی به دلیل گذشت زمان، عادی و خسته کننده شود. به دلیل رابطه زناشویی و لحظاتی که همسران کنار هم سپری می کنند، نوعی وابستگی بین آنها به وجود می آید که احتمال نادیده گرفتن اولویت رابطه را افزایش می دهد و این نادیده گرفتن با بالا رفتن مسئولیت های روزانه اوج می گیرد. زن و شوهر به طور ناخودآگاه زمان ارزشمندی را با هم سپری می کنند ولی تحت این شرایط، رابطه زناشویی کنار گذاشته می شود و به زمان دیگری بعد از کار و انجام مسئولیت های خانوادگی موکول خواهد شد بنابراین رابطه به راحتی قطع می شود یا به تاخیر می افتد و تلاش برای برقراری رابطه به طور خود به خود، ناموفق خواهد بود. همسران باید برای این جنبه از رابطه ارزش قائل شوند و بین روابط خصوصی شان و سایر مسئولیت های زندگی تعادل برقرار کنند. زن و شوهر باید در خلوت خود دور از مزاحمت فرزندان، خانواده، مسئولیت یا دلواپسی، در محیطی آرام، با علاقه مندی به گفت و گو بپردازند.
آنها باید خواسته و نظر خود را با هم در میان بگذارند و به آماده سازی ترغیب شوند. هر دو طرف باید برای آمادگی روانی با هم صحبت و مشورت کنند. با این که می دانیم در میانسالی تمایل زن و مرد به دلیل بالا رفتن سن کاهش می یابد، احساسات و صمیمیت بین آنها افزایش خواهد یافت.
مهم ترین عواملی که رابطه زناشویی را تحت تاثیر قرار می دهند شامل سلامت اخلاقی و پایبندی همسران، سلامت فردی و داشتن رابطه در ماه های اخیر است. گر چه می دانیم کاهش میزان تمایل و عملکرد در میانسالی و پیری اجتناب ناپذیر است، مشکلات غیرقابل انکاری یافت می شود که این حالت را تشدید می کنند، مانند فرهنگ و مسائل اجتماعی که در ایجاد تغییرات رابطه زناشویی بیش از دگرگونی های فیزیکی تاثیر می گذارند و با بالا رفتن سن، نقش مهمی ایفا می کنند. با وجود این که داشتن روابط سالم بین سالمندان و رضایتمندی آنها ممکن است، بعضی افراد این فعالیت را محدود می کنند.
منابع:
HEALTHLNE-(WORLD HEAHTH ORGANIZATION) WHO MIDHIFE CRISES AND RELEATIONSHIP SEXUAL HEALTH FROM
کتاب CHIDHO
دیدگاهتان را بنویسید