بررسی تبعات روانی مدلینگ کودکان در فضاهای مجازی و اینستاگرام
بررسی تبعات روانی مدلینگ کودکان در فضاهای مجازی و اینستاگرام
حریم کودک حرمت دارد
- سمیه مقصودعلی/ الهه رضاییان
صفحات مجازی به خصوص صفحات اینستاگرام پر شده از عکس و فیلم کودکان خوش چهره و خوش بیانی که به نحوی فروشگاه های مجازی و واقعی لباس، کیف و کفش، انواع طلا و جواهرات یا سایر زینت آلات، آتلیه های عکاسی و … را تبلیغ می کنند. در واقع بسیاری از والدین دوست دارند عکس و فیلم کودکشان که لباس فروشگاهی را پوشیده یا در آتلیه ای عکس انداخته در صفحاتشان قرار دهند تا دنبال کنندگان حتی میلیونی آنها به خرید آنچه تبلیغ شده ترغیب شوند. شنیده شده برخی از این صفحات حتی تا ماهی 100 میلیون تومان درآمد دارند! پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا می توان کودکانی که مدل هستند را با کودکان کاری که بر اساس نیاز مالی، به کار مشغولند جزو کودکان کار طبقه بندی کرد؟ آیا آسیبی متوجه آنها هست؟ آیا خانواده های این کودکان به آسیب احتمالی واقف هستند؟ آیا این کار را می توان نوعی کودک آزاری پیشرفته به شمار آورد؟ برای پاسخ به این پرسش ها و بررسی مسائل مربوط به این موضوع با ماهمراه شوید و نظر کارشناسان «سلامت» را در این باره بخوانید.
مدلینگ کودک، نوعی کودک آزاری محسوب می شود
- دکتر میترا حکیم شوشتری
روانپزشک کودک و نوجوان و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران
مدلینگ کودک اگر چه کار شیکی است، کودکان مشغول در این حوزه، همان زحمت و ناراحتی را که کودکان کار می کشند، متحمل می شوند. حتی استفاده از تصویر کودکان روی مجلات برای افزایش فروش از مصادیق کودک آزاری است. این کودکان به زیاد دیده شدن عادت می کنند و می آموزند که ظاهر و صورت اهمیت بیشتری از درون و سیرت دارد. در حقیقت این کودکان توسط والدین خود به این راه هدایت می شوند و خود نقشی در این انتخاب ندارند.
روزی کودک 3 ساله ای را دیدم که با ظاهری غیرمعمول و موهای بلند و رنگ شده در مطب به عنوان همراه خواهرش برای ویزیت آمده بودند. مشکلی که موجب مراجعه شده بود، حسادت خواهر 8 ساله به موقعیت ویژه برادرش بود که در آگهی های تبلیغاتی فعالیت می کرد. مادر از کودک خردسال حمایت می کرد و می گفت او از حالا آینده دارد، اما خواهرش نمی تواند این واقعیت را بپذیرد و از هر فرصتی برای آزار او استفاده می کند. به او می گوید تو دختری و در جمع خانواده او را به باد تمسخر می گیرد.
مادر می پرسید این که دیگران زیاد او را با دختران اشتباه می گیرند، به او آسیب می زند؟
به نظر می رسد که این مادر و مادران مشابه از سود روانی این ماجرا منتفع می شوند. آنها با این کار اهمیت بیشتری پیدا می کنند و بیشتر دیده می شوند و اعتماد به نفس آسیب دیده خود را ترمیم می کنند.
این کار گاهی موجب اختلافات بین همسران می شود و در برخی موارد موجب ایجاد احساسات منفی در خواهران و برادران آنها خواهد شد. احساسی که بزرگ ترها موجب ایجاد آن شده اند اما بر روابط کودکان در بلندمدت تاثیرات سوء می گذارد.
برخی کودکان قربانی نیازهای برآورده نشده والدین شان هستند
ما بزرگ ترها، بچه هایمان را در معرض این موضوع قرار می دهیم، تا آنچه را که خودمان نتوانسته ایم داشته باشیم از طریق بچه ها دریافت کنیم. ما این کار را در زمینه های دیگر نیز انجام می دهیم. وقتی به زور بچه ها را وادار می کنیم در زمینه ورزشی، موسیقی یا رشته تحصیلی به میل و اجبارمان تن بدهند، در حقیقت به دنبال برآورده کردن نیازهای اساسی هستیم که در مراحل مختلف زندگی خود به آن دست نیافته ایم. ما نیاز به دیده شدن و تاثیرگذاری داریم و این نیازها را از طریق کودکانمان برآورده می کنیم. با این کار ما بر زندگی بچه ها تاثیر می گذاریم و گاهی در این میان بر سر آنها منت نیز می گذاریم و نقش قربانی را بازی می کنیم، در حالی که قربانی اصلی کودکان هستند که از محیط و فعالیت های کودکانه دور شده اند و آزادی آنها محدود شده است. آنها فرصت بودن با همسالان را با کار معاوضه می کنند و بهای سنگینی برای آن می پردازند.
کودک در این فرایند با خودپنداره جدیدی مواجه می شود که تصویر واقعی، همیشگی و درستی از او نیست. او در این کار این پیام را دریافت می کند که مورد تایید دیگران بودن اهمیت دارد و ممکن است بر نگرش وی از دیگران نیز تاثیر منفی داشته باشد. او هویت متفاوتی از خود می شناسد که طی زمان قرار است ثابت بماند، پس نسبت به تغییراتی که طی زمان قرار است تجربه کند، آسیب پذیر می شود. در حقیقت این کار او را از رشد و تکامل طبیعی دور می کند و مانع شکل گیری مهارت های بین فردی و مهارت های مناسب سن در وی می شود و چه بسا روزگاری که این قدر مورد توجه نباشد، افسرده و غمگین شود و احساس از دست دادن توجه دیگران را داشته باشد. کودکان امانت هایی در دست والدین هستند. خوب است بکوشیم با درایت بیشتری به آینده آنها فکر کنیم. اگر آنها زندگی کردن، عشق ورزیدن، عزت نفس و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالی خواهد بود.
با استفاده ابزاری از کودک در اینستاگرام موافق نیستم
- دکتر حسین ابراهیمی مقدم
روان شناس خانواده و استاد دانشگاه آزاد اسلامی
یکی از مسائلی که در جامعه با آن روبرو هستیم این است که مردم معمولا در پژوهش هایی که از طرف سازمان های رسمی معرفی شده و اطلاعات گرفته شده حفظ و نگهداری می شوند و برای زیرساخت های کشور استفاده خواهند شد، مثل سرشماری نفوس و مشکل و … شرکت نمی کنند یا اطلاعات ناقص می دهند و همیشه نگران هستند مبادا اطلاعات زندگی آنها در دست افرادی قرار بگیرد که بتوانند از آن سوء استفاده کنند اما همین افراد به سادگی اطلاعات مشابه را با عکس و فیلم به راحتی در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند و این مبحث غریبی است.
متاسفانه بیشتر کسانی به این کار مبادرت می ورزند که یا دنبال کسب و کار و تبلیغات هستند یا دچار خودکم بینی شده اند و یا به اشتراک گذاشتن عکس خانه و سفره و حتی روابط خود با همسرشان می خواهند نیاز خود که ناشی از اختلال نمایشگری است، رفع کنند.
نکته دیگر این است که برخی افراد در دنیای واقعی خود، آن طور که در اینستاگرام جلوه می دهند نیستند، مثلا با عکس و فیلم هایی که می گذارند نشان می دهند که برای والدین خود ارزش بالایی قائلند و به آنها احترام می گذارند، در صورتی که این موضوع صرفا نمایشی است و در دنیای واقعی این گونه نیستند. آنها فقط خود را در نقش قهرمان نشان می دهند تا دیگران را راهنمایی کنند.
ایراد دیگر اینجاست که این افراد به بروز شکاف های طبقاتی کمک می کنند. با گذاشتن عکس هایی که شاید مال خودشان هم نباشد و از صفحات دیگری کپی شده باشد، به گونه ای خود را بالا نشان می دهند و این حس را در بیننده ایجاد می کنند که فاصله زیادی بین آنها و دیگران وجود دارد.
احساس ناکامی ناشی از بروز این مسائل باعث افزایش حس خشم و پرخاشگری در جامعه می شود اما در نهایت می رسیم به کودکان که از آنها در بسیاری از صفحات اجتماعی برای بالا بردن فالور یا دنبال کننده استفاده می شود. انسان به طور کلی به کودک، حیوانات و انسان علاقه مند است. به تصویر کشیدن عکسی از کودک یا فیلمی از آن شاید برای برخی افراد لذت بخش باشد اما در دل کسانی که در آرزوی فرزندی هستند، دردی را تازه می کند و برای کسانی که فرزندانشان از خانه رفته اند شاید یادآوری خاطرات بد باشد. از این رو، در کل با استفاده از عکس و فیلم کودکان در اینستاگرام موافق نیستم.
حریم امن خانواده دنیای روانی کودک را می سازد
- دکتر غنچه راهب
روان شناس و مددکار اجتماعی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
تجربه دوران کودکی، ارزشمندترین تجربه ای است که فرد بر اساس آن دنیای خود را می سازد. بی شک آنچه به ساخته شدن دنیای روانی کودک کمک می کند، حریم امن خانواده است. در فضای امن و خصوصی خانواده است که کودک به رشد و بالندگی بهینه دست می یابد. از زمانی که کودک اولین نفس هایش را در آغوش مادر تجربه می کند، با هر نوای گریستن یا خندیدنش احساس امنیت را از دامن مادر طلب می کند، احساس امنیتی که رابطه خاص مادر با کودک در فضای خاص و حریم خصوصی زندگی اعضای یک خانواده کنار هم تجربه می شود و برآیند این فرایند والدگری، شکل گیری شخصیت کودک و ساخته شدن پنداره او نسبت به خود است.
خودپنداره کودک از فرایند پرورش، عشق ورزی مادر به کودک و تجربه های دوران کودکی شکل می گیرد. منظور از خودپنداره، پندار و تصوری است که کودک از خویشتن خویش در ذهن دارد. بی شک بخش مهمی از این خودپنداره حاصل تصویری است که والدین از کودک در دنیای بیرونی می سازند که در ذهن کودک منعکس می شود. به تصویری که حاصل تربیت و تجربه کودک از دنیای درونی و بیرونی خود است «خودآینه ای» نیز گفته می شود.
بنابراین اگر والدین کودک با ورود به دنیای مجازی، از کودک تصویری از یک مانکن بسازند، بی شک این تصویر در ذهن او منعکس خواهد شد و کودک به جای مشغولیت برای متبلور کردن استعددهای درونی اش، صرفا در دنیای مد و خودنمایی غرق خواهد شد و از تبلور استعدادهای درونی و پاسخگویی به کنجکاوی های شناختی اش باز خواهد ماند. در این صورت بازی های معصومانه کودکانه او به رقابت های پوچ ظاهری تبدیل خواهد شد که چیزی جز باز ماندن از پیشرفت را به دنبال نخواهد داشت.
در این بین والدین با توجه به نقش خطیری که در تعیین راه و مسیر رشد کودک دارند، زمینه رشد کودک را نقش می زنند و متاسفانه گاهی تصور والدین از فرزندآوری این است که آمدن فرزند دریچه ای است برای برآورده شدن نیازها و آرزوهای سرخورده آنها و شاید دنیای مجازی نیز مأمنی است برای پاسخگویی به نیازهای سطحی و غیرواقعی مردمان امروز.
کودکانتان را قربانی بازی های دنیای مجازی نکنید
شاید پرخطرترین بازی امروز دنیای مجازی، پاسخگویی به نیاز بزرگسالان به تاییدهای اجتماعی سطحی و ظاهری است. متاسفانه ما امروز شاهد این هستیم که والدین برای اغنای نیاز به خودنمایی و دریافت تایید اجتماعی، پای کودکان معصوم را نیز به دنیای مجازی و دریافت تایید اجتماعی باز کرده اند. در واقع این کودکان، قربانی نیاز به خودنمایی والدین هستند.
والدینی که فرزندانشان را در صفحات نمایشی دنیای مجازی به تصویر می کشند شاید ناخواسته و ندانسته کودکانشان را قربانی بازی های دنیای مجازی می کنند و شاید این والدین آگاه نیستند که این کار حریم خصوصی و امن خانواده را در دنیای ناامن امروز می شکند و امکان سوءاستفاده مستقیم و غیرمستقیم از کودک را رقم می زند و از سوی دیگر منجر به بروز اعتماد به نفس کاذب برای کودک می شود. چنین اقدامی کودک را از دنیای کودکی اش که تکرارناپذیر است، دور می کند و آسیب زننده ترین نتیجه آن وابسته کردن کودک به تایید اجتماعی است. این وابستگی تهی شدن تدریجی کودک را به دنبال خواهد داشت که منجر به شکسته شدن انگیزه های درونی او می شود. چنین کودکانی صرفا بر اساس انگیزه های بیرونی و مادی رشد خواهند کرد.
کودکان کار اینستاگرامی تفاوتی با کودکان کار خیابانی ندارند
شاید نقطه اشتراک کودکان کار اینستاگرامی با کودکان کار خیابان در این باشد که هر دو گروه قربانی نیازهای والدین و دستمایه ای برای رسیدن والدین به اهداف مادی و معنوی شان شده اند.
هر دو گروه به طرز متفاوتی از دنیای کودکی شان دورند و نیازهای کودکی شان نادیده گرفته می شود. از سوی دیگر، در معرض سوءاستفاده های زیستی و معنوی هستند. این دو گروه جزو کودکان در معرض خطرند اما به گونه ای متفاوت. به عبارت دیگر کودکی کودکان کار اینستاگرامی و کودکان کار خیابانی، توسط والدینشان فروخته می شود و امنیت روانی و فیزیکی شان در معرض خطر قرار می گیرد. بی شک از شروط والدگری خوب، ایجاد فضای امن رشد زیستی، شناختی و عاطفی کودک است که باید دور از هر گونه تعرض والدین به این دنیا برای بر طرف کردن نیازهای خود باشد.
دیدگاهتان را بنویسید