شیوه ارتباط برقرار کردن ما با دیگران تحت تاثیر تجربه های کودکی ماست
تله زندگی خود را بشناسید!
سعید بی نیاز/ کارشناس ارشد روان شناس بالینی
چقدر به شیوه ای که با دیگران ارتباط برقرار میکنید، دقت کرده اید؟ دقت کردهاید که ما الگوی تقریباً ثابتی برای ارتباط برقرار کردن با آدم های مهم زندگی مان – مثلا نامزد، دوست یا همکار صمیمانه مان – داریم؟ دقت کرده اید که این الگو چقدر تحت تاثیر چیزهایی است که ما در بچگی از خانواده یاد گرفته ایم؟ این ۳ سوال مهم در واقع دغدغه اصلی گروهی از روان درمانگران است که «طرحواره درمانی» را شیوه اصلی خودشان قرار داده اند. آنها می گویند مشکل از جایی شروع می شود که این شیوه های ارتباط برقرار کردن با دیگران ناسالم باشند. این شیوه های ناسالم در واقع از کودکی شروع شده اند و باید تغییرشان داد. از گروه روان شناسان معتقدند ریشه های این شیوه های ارتباطی ناسالم را باید شناخت. آنها به این شیوه های ناکارآمد می گویند «تله های زندگی». دلتان می خواهد تله های زندگی خودتان را بشناسید.
تله یک
به حال خودش رها شدن
وقتی شما در تله زندگی «به حال خود رها شدن» افتاده باشید، همیشه در رابطه با دیگران احساس می کنید آدم هایی که دوستشان دارید، شما را ترک خواهند کرد و برای همیشه خواهید تنها خواهید ماند. نتیجه احساس ترس از تنهایی این است که به دیگران به اصطلاح بیش از حد می چسبید. این چسبندگی عاطفی باعث می شود که دیگران به تدریج از شما دور شوند. اگر هنگام جدایی های طبیعی – مثلاً مسافرت یک دوست صمیمی – بیش از حد غمگین یا خشمگین می شوید، باید به وجود این تله زندگی در وجودتان شک کنید.
- از کجا می آید؟
کسانی که در بچگی یکی از والدین خود یا جانشینان آنها (مثلا پدربزرگ یا مادربزرگی که از او مراقبت کردهاند) را از دست داده اند، فرزندان طلاق، آنها که در بچگی والدینشان را خیلی کم دیده اند، مانند کودکانی که پدرانشان به مأموریت های چند روزه رفته اند یا کودکانی که به دلیل مشغله شدید پدر یا مادر در هفته فقط چند روز آنها را دیده اند و به طور کلی کودکانی که برای مدت طولانی تنها و دور از والدینشان بوده اند، افرادی که والدینی غیر قابل پیش بینی، معتاد یا الکلی داشته اند، و آنها که در خانواده احساس تبعیض کردهاند، بیشتر احتمال دارد که در بزرگسالی در تله رها شدگی بیفتند.
یک تله واقعی:
نگار، دختر ۱۹ ساله ای است که با دوستانش در خوابگاه زندگی می کند. به شدت با هم اتاقی هایش صمیمی است وآنها را حتی موقع انجام دادن کارهای شخصی مانند درس خواندن رها نمی کند. برای همین، دوستان نگار خیلی دوست ندارند با او باشند و از او فرار می کنند. نگار در ۱۰ سالگی مادرش را از دست داده و اصلا دلش نمی خواهد این تجربه را در مورد دوستانش هم داشته باشد.
تله ۲
بی اعتمادی
وقتی شما در تله زندگی بی اعتمادی افتاده باشید، یعنی اینکه منتظرید که آدم ها به هر نحوی به شما آسیب برسانند یا شما را مورد آزار قرار دهند؛ یعنی شما منتظرید که حتی نزدیک ترین دوستان به شما دروغ بگویند، شما را مسخره کنند و ملعبه دست خود قرار دهند، و یا به هر نحو دیگری شما را مورد سوء استفاده قرار دهند. اگر شما در این تله اسیر باشید، در پشت حصار بی اعتمادی پنهان می شوید تا به این ترتیب از خویشتن مراقبت کنید. شما هرگز به آدم ها اجازه نمی دهید خیلی به شما نزدیک شوند. درباره قصد و نیت دیگران مشکوک هستید و معمولاً بدترین عواقب را در ذهن خود تصویر می کنید. همیشه منتظر آدم هایی که دوستشان دارید به شما خیانت کنند. در این حالت یا از برقراری روابط با دیگران به کلی پرهیز می کنید، یا روابطی سطحی و تصنعی برقرار می کنید که در آن واقعا خود را به دیگران نمی نمایانید. حالت پیچیده تر این است که روابطی با افراد برقرار می کنید تا با شما بدرفتاری کنند و سپس نسبت به این افراد احساس خشم و کینه می کنید.
- از کجا می آید؟
کسانی که در کودکی والدین بدرفتار داشته و به خاطر اشتباهاتشان تنبیه شده اند یا کسانی که والدینشان آدم های بی اعتمادی بوده اند، احتمال بیشتری دارد در تله بی اعتمادی بیفتند.
یک تله واقعی:
محمد، ۲۲ساله و دانشجوی حقوق است. او نسبت به همه دختران بی اعتماد است و دوست ندارد هیچ رابطه جدی به قصد ازدواج با جنس مخالف برقرار کند. او در کودکی مادری بداخلاق داشته که هیچ وقت محبتش را به محمد نشان نداده همیشه او را حتی برای کوچک ترین اشتباه تنبیه کرده است.
تله ۳
محرومیت اجتماعی
تله محرومیت عاطفی یعنی اعتقاد به اینکه نیاز شما به عشق هرگز به قدر کافی از سوی دیگران برآورده نمی شود و احساس می کنید که هیچ کس واقعاً به فکر شما نیست یا احساسات شما را درک نمی کند. جالب اینجاست که شما مجذوب افراد سرد و بی عاطفه می شوید و به این نوع رابطه در نهایت به نارضایتی منجر می شود. احساس می کنید فریب خورده اید و پشت سر هم خشمگین می شوید و احساس تنهایی می کنید. خشم شما آدم ها را باز هم از شما دورتر می کند و محرومیت عاطفی شما را تداوم می بخشد.
- از کجا آمده است ؟
تله محرومیت عاطفی، همانطور که از اسمش پیداست، در خانواده هایی به وجود می آید که والدین در آن اندازه کافی نیازهای عاطفی کودکان را برآورده نکرده اند.
تله ۴
آسیب پذیری
تله آسیب پذیری یعنی این که شما همیشه با این ترس زندگی می کنید که فاجعه ای در راه باشد، در زندگی احساس امنیت نمی کنید، ترس های شما مفرط و غیرواقع بینانه هستند، ولی با این حال اجازه می دهید که این ترس ها زندگی شما را کنترل کنند و تمام انرژی خود را صرف این می کنید که اطمینان خاطر پیدا کنید که زندگی امن و امان است. ممکن است ترس های شما حول محور بیماری مثلاً حول محور ابتلا به ایدز، یا دیوانه شدن بچرخد. ممکن است محور آسیب پذیری برای شما مسائل مالی باشد، مثلا ورشکستگی و بی خانمان آواره خیابانها شدن. آسیب پذیری شما ممکن است حول محور موقعیت های ترسناک دیگر نظیر ترس از پرواز، خفه شدن یا زمین لرزه بچرخد.
- از کجا آمده است؟
کسانی که در تله آسیب پذیری اسیرند، در دوران کودکی شان این احساس را در آنها ایجاد کرده اند که دنیا جای خطرناکی است. احتمالا والدینشان بیش از حد از آنها حمایت می کردند، و درباره امنیت شان بیش از حد نگران بودند.
یک تله واقعی:
مهران، ۲۷ ساله و معمار است. چین احساس می کند، این آخرین قراردادی است که با می بندند و ممکن است بعد از آن فقیر و بیکار شود. مهران درکودکی مادری مضطرب داشت همیشه نگران بیکار شدن پدر بود و همیشه مهران را از فقیر شدن احتمالی می ترساند.
تله ۵
وابستگی
اگر در تله ای وابستگی اسیر باشید، احساس می کنید که نمی توانید بدون دریافت کمک اساسی از دیگران از عهده مسائل زندگی خود بهخوبی بربیاید، به دیگران وابسته اید، همیشه باید مورد حمایت قرار بگیرید و به دیگران عنوان تکیه گاه نیاز دارید، همیشه به دنبال افراد قوی می گردید که به آنها وابسته شوید و اجازه بدهید که زندگی شما را اداره کنند، در کار و حرفه خود مستقلانه عمل نمی کنید و لازم به گفتن نیست که این موضوع موجب عقب نگه داشتن شما می شود.
- از کجا آمده است؟
کسانی که تله زندگی وابستگی دارند، زمان بچگی هر وقت سعی می کردند استقلال شان را ثابت کنند، اطرافیان و به خصوص والدین، در آنها احساس بی کفایتی ایجاد می کردند.
یک تله واقعی:
مریم، ۲۵ ساله است و فوق لیسانس میکروبیولوژی دارد. با اینکه مریم در تحصیلاتش موفق بوده، اما در کار هیچ وقت اعتماد به نفس ندارد. او همه آزمایش هایش را با دیگران چک می کند و برای تصمیم گیری هایش حتما به نظر دیگران وابسته است. مریم در بچگی هیچ وقت نمی توانست در خانه کار مستقلی انجام دهد، چون والدین و برادران بزرگ ترش همیشه او را مسخره می کردند.
تله ۶
حذف اجتماعی
تله کناره گیری و انزوای اجتماعی به ارتباطات شما با دوستان و اطرافیان مربوط می شود. آنها که در این تله گیر کرده اند، نوعی حس متفاوت بودن و جدا بودن از دنیای اطراف را دارند. همیشه نمیتوان اسارت در تله طرد اجتماعی را آشکارا و واضح مشاهده کرد. بیشتر افرادی که در این تله به دام افتاده اند، در موقعیت های خصوصی و صمیمی کاملاً راحت هستند و از مهارت های اجتماعی کافی برخوردارند. تله زندگی آنها در روابط دو نفره و صمیمی خود را ظاهر نمی کند. گاهی حیرت زده می شویم چطور این افراد در مهمانی ها، کلاس، جلسات یا محل کار مضطرب و کناره گیر می شوند. یک نوع بی قراری و جست و جو به دنبال جایی برای تعلق یافتن در آنها وجود دارد.
- از کجا آمده است؟
اگر در این تله اسیرید، در کودکی احساس می کردید همسالانتان از شما فاصله می گیرند یا شما را کنار می گذارند. به یک گروه دوستی تعلق نداشتید، شاید ویژگی های غیرمتعارفی داشتید که به نحوی شما را از دیگران متمایز می کرد. در بزرگسالی این تله را از طریق اجتناب و فاصله گرفتن از دیگران همچنان حفظ کرده اید. شاید شما احساس می کردید در جمله دیگر کودکان پذیرفته نمی شوید چون چیزی در شما هست که کودکان دیگر را دور می کند. بنابراین احساس می کردید از نظر اجتماعی محبوب و دوست داشتنی نیستید، به عنوان یک بزرگسال احتمالاً تصور می کنید که زشت هستید، جذابیت جنسی ندارید، سطح و موقعیت شما پایین است، مهارت های برقراری ارتباط کلامی تان ضعیف است، خسته کننده اید یا عیب و کاستی دیگری دارید. سناریوی طرد شدن در دوران کودکی را مجددا بازی می کنید. در موقعیت های اجتماعی احساس حقارت کرده و به همین سبک هم رفتار می کنید.
یک تله واقعی
مریم، ۱۸ ساله و دانشجوی ترم یک نقاشی است. او هیچ وقت نتوانسته با جمع بجوشد. برای مریم سخت ترین کار این است که با یک غریبه ارتباط برقرار کند. مریم در یک محله فقیرنشین بزرگ شده و یادش می آید که هیچ وقت هم سن و سال هایش او را به خاطر نقاشی های عجیب و غریبش نمی پذیرفتند و او را مسخره می کردند.
تله ۷
نقص
وقتی که تله نقص دارید، شما احساس می کنید از درون معیوب و ناقص اید. طبق باور شما، اصولا از نظر هر کسی که به شما تا حدی نزدیک می شود که شما را واقعاً بشناسد، غیر مطلوب و غیردوست داشتنی هستید. به نظر شما، نقص داشتن و عیب تان بالاخره آشکار و ظاهر خواهد شد. از عشق می ترسید. برایتان مشکل است که باور کنید افراد نزدیک به شما برایتان ارزش قائل هستند و بنابراین همواره انتظار طرد شدن را دارید.
از کجا آمده است؟
به عنوان یک کودک در خانواده تان احساس محترم بودن به خاطر آنچه بودهاید را تجربه نمی کردید. در عوض، به خاطر کاستی های تان مورد انتقاد قرار می گرفتید، خودتان را سرزنش و احساس می کردید ارزش دوست داشته شدن را ندارید.
یک تله واقعی:
پارسا، ۲۸ ساله و یک برنامه نویس کامپیوتر موفق است. پارسا هیچ وقت قبول نمی کند که آدم خوب و موفقی است و به نظرش همیشه نقص هایی در او وجود دارد که بالاخره رو خواهد شد. پارسا از همان بچگی با وسایل الکترونیکی بازی می کرد، اما خانوادهاش هیچ وقت استعدادش را جدی نگرفتند و احترامی برای توانایی هایش قائل نبودند.
تله ۸
شکست
تله شکست یعنی باور به اینکه شما بی عرضه هستید. در یک کلام اعتقاد دارید در مقایسه با همسالانتان شکست خورده اید.
از کجا آمده است؟
اگر شما هم تله شکست دارید، در کودکی تان وضع به گونه ای بود که در حوزه هایی که باید احساس موفقیت می کردید، احساس شکست می کردید. شاید دچار ناتوانی های یادگیری بودید یا شاید هرگز توانایی کافی برای تسلط یافتن بر مهارت های مهم نظیر خواندن را تجربه نکردید. همیشه سایر بچه ها بهتر از شما بودند و خنگ، کم هوش یا تنبل نامیده می شدید.
در بزرگسالی تله زندگی تان را همچنان حفظ کرده اید و این کار را با اغراق آمیز جلوه دادن شکست هایتان و نیز با رفتار کردن به سبکی که یقیناً باعث تداوم شکستهایتان شده است انجام داده اید.
یک تله واقعی:
نازنین، ۲۷ ساله، فارغ التحصیل محیط زیست و مجرد است. به نظر او از همه هم سن و سال هایش عقب است. هم به خودش نتوانسته شوهر پیدا کند، هم رشته دلخواهش را قبول نشده و هم نتوانسته کاری بیا بد. نازنین در بچگی به خاطر ناتوانی در درس دیکته همیشه مسخره شده و تنبل کلاس نامیده می شد.
تله ۹
کنترل
منظور از تله کنترل، فدا کردن نیازها و خواسته های خود به خاطر خشنود کردن دیگران و برآورده ساختن نیازهای آنهاست. شما به دیگران اجازه می دهید که شما را کنترل کنند. شما این کار را برای رهایی از احساس گناه انجام می دهید. احساس گناه به خاطر اینکه مبادا اگر خودتان را ترجیح بدهید، به دیگران لطمه وارد کنید. گاهی نیز به این دلیل است که می ترسید اگر اطاعت نکنید، تنبیه شوید یا ترکتان کنند.
از کجا آمده است؟
وقتی بچه بودید، یکی از نزدیکانتان احتمالا یکی از والدین شما را تحت کنترل شدید در آورده بودند. در بزرگسالی همیشه وارد رابطه با افراد مسلط و کنترل کننده می شوید خود را فدای آنها می کنید و یا وارد روابطی با افراد نیازمند می شوید که آن قدر آسیب دیده هستند که نمی توانند متقابلا فداکاری های شما را جبران کنند.
یک تله واقعی:
بهار، دختر ۲۵ ساله و مجرد است. او چند سالی است که فارغ التحصیل شده و تا به حال کارهای مختلفی را تجربه کرده است. او معمولاً کارهایی را انتخاب می کند که حقوق اندک و کارفرمایان زورگو دارد. او نمیتواند خودش را از این تله رها کند و هر بار که از کاری بیرون می آید، فضای کاری مشابهی راه انتخاب می کند. بهار در کودکی پدر معتادی داشت که همیشه او را کنترل میکرد.
تله ۱۰
استانداردهای غیرواقع بینانه
اگر تله زندگی استانداردهای غیرواقع بینانه اسیر باشید همیشه تقلا می کنید تا توقعات خیلی بالایی را که از خودتان دارید برآورده سازید. تاکید زیادی بر کسب موقعیت، پول، موفقیت، زیبایی، نظم یا شهرت دارید. بهای این تاکید، از دست دادن شادکامی، لذت، سلامت، احساس موفقیت و روابط رضایت بخش است. شاید استانداردهای خود را در مورد دیگران آن نیز پیاده و خیلی قضاوتی با دیگران برخورد می کنید. این تله شبیه به کمال گرایی است که در شماره های گذشته درباره آن در همین بخش روزگار جوانی مطلب داشته ایم.
از کجا آمده است؟
وقتی بچه بودید، از شما انتظار می رفت بهترین باشید و به شما آموزش داده شده بود که به جز رتبه اول، هر چیز دیگری شکست محسوب می شود. شما یاد گرفتید که هیچ یک از کارهایی که می کردید به اندازه کافی خوب نبوده است.
یک تله واقعی:
علی، ۲۲ ساله و دانشجوی مهندسی برق است. با این که او در یکی از بهترین دانشگاه های ایران درس می خواند، از وضعیت تحصیلی خودش راضی نیست و دلش می خواست در دانشگاه بهتری در جایی دیگر از دنیا درس بخواند. البته او در مورد قیافه، پولدار بودن و انتخاب هایش برای ازدواج هم همین اندازه پر توقع است. علی در کودکی مادری داشت که فقط نمره های بیست را می پسندید.
تله ۱۱
استحقاق
تله استحقاق به توانایی پذیرش محدودیت های واقعی زندگی مربوط است. افرادی که در این تله گرفتارند، احساس می کنند خاص هستند. آنها اصرار دارند که میتوانند آنچه را می خواهند بلافاصله انجام دهند، بگویند یا داشته باشند. آنها آنچه را دیگران منطقی می دانند، آنچه را عملاً آشکار است، زمان یا صبری که معمولاً لازم است و بهایی را که دیگران باید بپردازند (خسارتی که به دیگران وارد می شود) نادیده می گیرند.
از کجا آمده است؟
بیشتر افرادی که در این تله زندگی هستند، در کودکی لوس بار آمده اند، لازم نبوده که خویشتن داری نشان بدهند تا محدودیت هایی را که برای کودکان دیگر وجود دارد بپذیرند. به عنوان یک بزرگسال آنها هنوز وقتی به خواسته هایشان نمی رسند، خشمگین می شوند.
یک تله واقعی:
شکوفه، دختری ۲۰ ساله و دانشجوی ادبیات فارسی است. او فکر می کند که می تواند با همین تجربه کم تحصیلی به دانشجویان سال پایینی خودش درس بدهد، مقاله علمی پژوهشی بنویسد و در سمینارهای خارج از کشور شرکت کند. به نظر او، خودش استحقاق همه اینها را دارد و حاضر است حتی به بهای ناراحت شدن دیگران به آنها برسد. شکوفه تک فرزند است و در بچگی هر چیزی را که می خواسته فراهم دیده است.
دیدگاهتان را بنویسید