فرزند شما حق انتخاب دارد!
فرزند شما حق انتخاب دارد!
- یکتا فراهانی
روایت لجبازی کودکان هنگام پوشیدن لباس، خوردن غذا یا خرید کردن و … داستان بسیار آشنایی برای اغلب والدین است که بارها آن را تجربه کرده اند ولی نمی دانند چطور باید با خواسته های نامعقول فرزند خود کنار بیایند. اغلب پدر و مادرها نمی دانند وقتی فرزندشان اصرار دارد لباس نامناسب فصل بپوشد، مدام فست فود، بستنی و شکلات بخورد یا به هیچ وجه زیر بار خوردن سبزی و میوه نمی رود چگونه باید با او برخورد کنند.
همه والدین دوستی دارند بتوانند به فرزندان خود کمک کنند تا رفتار درست و معقولی داشته باشند اما آن چه اهمیت دارد روش انتخابی والدین برای انتقال چنین مفاهیمی به فرزندان شان است. به راستی چگونه می توانیم راه مناسبی برای انتقال مفاهیم آموزشی به کودکان پیدا کنیم تا کمتر شاهد لجبازی های آنها باشیم؟ در این زمینه با دکتر مونا فلسفی، روانشناس کودک و نوجوان گفت و گو کرده ایم.
سلامت: خانم دکتر! دادن حق انتخاب به کودکان به چه شکل آغاز می شود؟
به طور کلی انتخاب کردن و حق انتخاب دادن به کودکان، آموزش نوعی مهارت به آنهاست؛ یعنی اگر از ابتدا به کودک حقی برای انتخاب داده شود در بزرگسالی هم در این مهارت بسیار ورزیده تر خواهد شد و منتظر نمی ماند که دیگران به جای او تصمیم بگیرند اما اغلب افراد در کودکی از چنین حقی برخوردار نیستند. داشتن حق انتخاب به خصوص در دوران نوجوانی موضوع بسیار مهمی است که بی توجهی به آن مشکلات بسیار زیادی را به دنبال خواهد داشت. مهم ترین موضوعی که والدین برای در نظر گرفتن چنین حقی برای فرزندان خود باید به آن دقت داشته باشند، توجه به اختلاف نظر و تفاوت بین نسل هاست. ضمن این که خود کودک هم به تدریج هویت و استقلال خود را جست و جو می کند ولی متاسفانه والدین به جای دادن حق انتخاب به فرزندان خود وارد «جنگ قدرت» با آنها می شوند و معمولا از عبارات تهدیدآمیز استفاده می کنند، مثل «اگر زیاد شکلات بخوری پارک نمی برمت، اگر زود نخوابی خبری از اسباب بازی نیست و …» البته هر خانه ای نه تنها برای کودکان، بلکه برای تمام اعضای خانه باید قوانین و مقررات خاص خود را داشته باشد که سرپیچی از قوانین هم عواقب خود را به دنبال خواهد داشت ولی این به معنای تهدید کردن و ترساندن یکدیگر نیست.
سلامت: عواقب تهدید کردن کودکان برای سرپیچی از قوانین چیست؟
وقتی به دلیل ناتوانی و ضعف خود در برقراری ارتباط درست با فرزندان مان مجبور به تهدید کردن آنها می شویم ارتباط دوستانه ای بین ما شکل نمی گیرد و نمی توانیم اعتماد و اطمینان لازم را به فرزندمان منتقل کنیم. به این ترتیب کودک هم نتیجه می گیرد والدینش وقتی دوستش دارند که او مطابق میل آنها رفتار کند، در حالی که ما می توانیم حتی در نوع تنبیه یا پاداش کودک هم به خود او حق انتخاب بدهیم، مثلا بگوییم: «به نظر خودت اگر نتوانی در سال تحصیلی جدید به موفقیت مورد نظرت برسی چه تنبیهی برای این کار باید در نظر بگیریم؟ یا در صورت موفقیت دوست داری چه پاداشی در انتظارت باشد؟» با این کار او با قبول پیامد رفتار اشتباه خود به تدریج مسئولیت پذیری را فرا خواهد گرفت اما جنگ قدرت با کودک باعث می شود او نیز شروع به مقاومت و مخالفت کند. به این ترتیب والدین احساس قربانی شدن می کنند و مدام سر فرزند خود منت می گذارند که چرا با وجود تمام زحماتی که کشیده اند فرزندان شان به حرف هایشان گوش نمی دهند. پدر و مادرها باید ببینند خودشان تا چه حد به خواسته های واقعی فرزندان شان توجه می کنند؛ این که آنها چه بازی، غذا یا لباسی را دوست دارند. ما اغلب می خواهیم آنها همان چیزهایی را دوست داشته باشند که خود ما برایشان انتخاب می کنیم چون ما صلاح شان را می خواهیم. در نظر گرفتن خواسته های کودک به این معنا نیست که به او اجازه دهیم هر گونه می خواهد رفتار کند. ما می توانیم با دادن توضیحات لازم و قابل درک برای کودکان به کمک خودشان به نتیجه برسیم و تصمیم بگیریم.
سلامت: ریشه رفتارهای تحکم آمیز بعضی والدین چیست و چرا نمی توانند ارتباط دوستانه ای با فرزندان خود برقرار کنند؟
معمولا والدینی که در کودکی رفتارهای دوستانه ای با خانواده خود نداشته اند، ناخودآگاه همان رفتارها را با فرزندان شان هم تکرار می کنند. البته گاهی هم برعکس، والدین بسیار سهل گیری می شوند و اجازه می دهند کودک هر گونه می خواهد رفتار کند تا رنجی را که خودشان تجربه کرده اند او متقبل نشود. در صورتی که سهل گیری و سخت گیری هیچ کدام منجر به موفقیت در ارتباط نمی شوند اما والدین منعطف، مقتدر و قاطع که می دانند هر زمان چگونه باید رفتار کنند و در برابر رعایت قانون هم قاطعانه پافشاری می کنند بسیار موفق تر خواهند بود. قرار نیست خواسته ها و نوع رفتار فرزندان ما دقیقا مشابه دوران کودکی خودمان باشد. ما نمی توانیم فقط با تکرار خواسته هایمان انتظار داشته باشیم فرزندان رفتار محترمانه ای با ما داشته باشند. اگر اعضای خانواده رفتار محترمانه ای با همدیگر نداشته باشند کودکان هم رفتاری مشابه آنها خواهند داشت. در واقع تاثیرات تربیت غیرمستقیم گاهی بسیار موثرتر از خواسته های مستقیم ما از کودک خواهد بود.
سلامت: دادن حق انتخاب به کودک چگونه و از چه زمانی می تواند آغاز شود؟
دادن حق انتخاب خیلی زود و حتی از 3-2 سالگی می تواند به تدریج آغاز شود. وقتی به فرزندمان اجازه می دهیم هر چقدر میل دارد غذا بخورد، به جای این که به زور چیزی را به خوردش بدهیم یا اسباب بازی ها را به او نشان می دهیم تا خودش اسباب بازی مورد علاقه اش را انتخاب کند، در واقع به علایق و خواسته هایش توجه داریم و به آنها احترام می گذاریم اما وقتی نمی توانیم رفتار درستی با فرزندان مان داشته باشیم بهتر است ابتدا مشکل را در وجود خودمان بررسی کنیم و ببینیم چرا رفتار تحکم آمیزی با آنها داریم.
دادن حق انتخاب های کوچک به کودک اصلا به معنای دادن اجازه خرابکاری به او نیست. طرز فکر والدینی که نمی توانند به فرزندان خود اجازه انتخاب بدهند، این است که آنها علاوه بر این که از اشتباه فرزندشان می ترسند، باورشان هم بر آن است که بچه ها نمی توانند خیلی چیزها را متوجه شوند و بفهمند. والدین با کمال گرایی خود مبنی بر این که هیچ گاه نمی خواهند خطایی از فرزندشان سر بزند حق انتخاب را از او می گیرند، در صورتی که می توان با دادن چنین حقی به کودک، عزت نفس و اعتماد به نفسش را افزایش داد. متاسفانه والدین برقراری یک رابطه خوب با فرزندان شان را فدای چیزهای بسیار ابتدایی می کنند. گاهی حتی می توان اجازه داد مثلا کودک لباس نامناسبی بپوشد تا خودش به مرور متوجه اشتباهش بشود.
سلامت: چطور می توان اعتماد کودک را جلب کرد؟
جلب اعتماد کودک موضوع مهمی است که والدین باید حتما به آن توجه داشته باشند. البته مخالفت و نه گفتن به کودک به دلیل میل او به تسلط بر اطرافیان است، نه صرفا لجبازی. فراموش نکنیم احترام به عقاید کودکان نخستین گام برای جلب اعتماد آنهاست. می توان از کودکان و نوجوانان درباره دلایل علایق شان سوال کرد اما اگر خواسته های آنها را به گونه ای زیر سوال ببریم طبیعی است که نه تنها نمی توانیم اعتمادشان را جلب کنیم، بلکه از آنها دور هم خواهیم شد. برقراری ارتباط امن والدین با فرزندان شان زمانی حاصل می شود که آنها مدام به فکر تنبیه کودک یا نوجوانان نباشند و سعی کنند دنیا را از دریچه چشم فرزندان شان ببینند. والدینی که با صمیمیت، علایق فرزندان خود را درک می کنند، می توانند ارتباط امنی هم با آنها برقرار کنند. برای این کار ابتدا باید شناخت کافی از دنیایشان داشته باشند.
طبیعی است تفاوت دنیای والدین با فرزندان زیاد باشد اما برای برقراری ارتباط موفق، والدین باید بتوانند به این تفاوت ها احترام بگذارند. پدر و مادرهایی که از فاصله گرفتن فرزندان شان شکایت دارند باید ببینند چگونه می توانند محیط جذابی برای کودک فراهم آورند. ضمن این که باید به حریم خصوصی شان هم احترام بگذارند و بپذیرند بچه ها ترجیح می دهند بیشتر با همسن و سالان خود وقت بگذرانند و این موضوع هم کاملا طبیعی است. به این ترتیب اگر والدین شناخت کافی از فرزندان شان داشته باشند مشکلات کمتری هم با آنها خواهند داشت.
برای تغییر رفتارهای نادرست باید به چه نکاتی توجه داشته باشیم؟
نخستین گام این است که والدین از دادن حق انتخاب های ساده به فرزندان خود شروع کنند، مثلا دو چیز را برای انتخاب در اختیار او قرار دهند و به تدریج آنها را افزایش دهند. شاید انتخاب بین یک اسباب بازی از بین 5 مورد مشابه برای بچه ها چندان آسان نباشد و همین موضوع منجر به پرخاشگری آنها شود. چون کودک قدرت تصمیم گیری و مهارت حل مسئله را ندارد اما باید به مرور و به تدریج از آن برخوردار شود. دادن حق «کودکی کردن» به فرزندمان هم چیزی است که اغلب توجهی به آن نداریم و به بهانه دادن آموزش های مختلف به او حتی حین بازی نمی گذاریم کودک به اندازه کافی از بازی کردن لذت ببرد. توجه داشته باشیم کودک با لذت بردن از بازی به تدریج چیزهایی هم از آن یاد می گیرد. محدوده دادن حق انتخاب به او نیز تا جایی است که آسیبی به خودش نزند. توضیح پیامدها و عواقب انتخاب اشتباه به کودک هم مورد مهم دیگری است که حتما باید در نظر گرفته شود.
دیدگاهتان را بنویسید